با مرگ همراه می شوم تا ...

تعرفه تبلیغات در سایت

آرشیو مطالب

امکانات وب

برای دانشجویان دانشگاه کابل

با مرگ همراه می شوم تا ...

زمانی از دفن دانشجویان دهمزنگ نگذشته بود و هنوز هم عزادار جوانان پرشوری بودیم که برای روشنایی جان دادند که بازهم گلوله تروریست ها قلب جوانانی را هدف گرفت که نه در خط مقدم جنگ بلکه در پایتخت و پشت میز دانشگاه بودند 

تاریخ انتشار:   ۱۹:۱۳    ۱۳۹۵/۶/۶

کد خبر: 120209

منبع:

نسخه چاپی

زمانی از دفن دانشجویان دهمزنگ نگذشته بود و هنوز هم عزادار جوانان پرشوری بودیم که برای روشنایی جان دادند که بازهم گلوله تروریست ها قلب جوانانی را هدف گرفت که نه در خط مقدم جنگ بلکه در پایتخت و پشت میز دانشگاه بودند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، این داستان هر روزه ما است، هر روز با مرگ همراه می شوم و اگر شانس زنده بودن داشته باشیم، رخت عزای عزیزی را بر تن می کنیم و یا در وحشت از دست دادن، روزها را سپری می کنیم.

اما همچنان به زندگی ادامه می دهیم و اگر روزی از درد و خفقان کمرمان شکست به کجای این جغرافیای جهان برویم؟ در هر مرز و دریایی به سمت سرزمین های امن یا تیری منتظر شلیک است و یا موجی خشمگین منتظر بلعیدنمان! و فقط همین خاک می ماند برای زندگی!

جوانان افغانستان نه ارگی دارند برای پنهان شدن و نه می توانند این سرزمین را ترک کنند، بلکه برای امنیت یا سرباز می شوند و می ایستند و یا برای آینده روشن به دانشگاه ها می روند.

حال همه می دانند که هر تیری که جان یک یک مردم افغانستان را می گیرد از پاکستان شلیک می شود، پاکستانی که همواره متحد طالبان بوده، هست و مسوول هر کشته و زخمی انتحار و انفجار است.

مسوولان که بر سر میز صلح با خیال امنیت با کشوری می نشیند که خود دلیل اوضاع کنونی افغانستان است و نمی خواهند بدانند که اگر خانه و دانشگاه برای مردم ناامن باشد روزی خانه اگر ارگ هم باشد ناامن می شود.

همچنان از خواب برمی خیزیم، به دانشگاه می ریم، در خیابان دهمزنگ جمع می شویم و در برابر وحشت و کشتار ایستادگی می کنیم و ... در کجای زندگی می شود امنیت داشت.

اما هیچ شعری، هیچ سخنی و هیچ متنی نمی تواند اندوه از دست دادن جوانانی را بیان کند که برای آینده بهتر در افغانستان پر آشوب تلاش می کردند و مرحمی برای خانواده هایشان شد، فقط می توان یادشان را زنده نگه داشت و نگذاشت زمانی از دست دادن ها برایمان عادی شود.

اکنون وحشت آفرینان کور دل شاید سرخوش از کشتن جوانان باشند اما هیچ گاه نمی شود یک ملت را نابود کرد و دیگر مردم به آنانی که در گذشته با پرچم سفید خون به پا کردند، فرصت حکمرانی نخواهند داد.

و کابل، عروس روزهای دور، چگونه سال ها با مرگ ها، فتنه ها و آدم های خون خوار طالب و هر چه نامش را می گذارند، تاب آورده ای؟! می شود روزی دیگر خونی ریخته نشود، دوباره رخت سفید به تن کنی، قلب مردمت دوباره از شوق زندگی بتپد و گودی ها در صدای خنده کودکان، آسمان را رنگین کند؟!

کد (18)


نظرات بینندگان:

 

 

پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته

نویسنده : استخدام کار بازدید : 11 تاريخ : شنبه 6 شهريور 1395 ساعت: 22:40
برچسب‌ها : مرگ همراه با لبخند,

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :