شعر: بهار می رسد اما نه با ترانه گل
|
|
||||
|
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۷ ۱۳۹۴/۱۲/۱۳ |
کد خبر: 112913 |
منبع: |
نسخه چاپی |
|
با دریغ سال های درازی است که بهار در این سرزمین همینگونه آغاز می شود، با انفجار با خون و دود و آتش!
بهار می رسد اما نه با ترانه گل
که مار حادثه پویید در خزانه گل
نه یک پرنده بر افروخت مجمر آواز
نه رنگ بال و پری زد ز آشیانه گل
نه برگ پرچم سبزی به شاخه ها افراشت
نه شعر شبنمی آورد از دهانه گل
من از زبان نسیم غریب بشنیدم
خزان ترانه روز است در زمانه گل
به بلبلان چمن با دریغ باید گفت
که خار زرد خزان رسته از جوانه گل
فسرده جانی دل را کجا برم« پرتو»
که رنگ عشق نبینم به خانه خانه گل
پرتو نادری
نظرات بینندگان:
|
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته |
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار